عشق آسمونی
عشق آسمونی

 

 صفحه اصلي
 
ايميل به نويسنده
 

صفحات وبلاگ

1 2 3 4 5 6 »

 

نویسندگان

(232) آرمان

 

 

 

موضوعات

(98) عاشقانه ها
(8) داستان هاي عاشقانه
(73) کارت پستال ها ی زيبا و عاشقانه
(28) عشق آسموني
(5) عمومی
(16) حرف های خودمونی
(4) دانلود

 

بایگانی

 

 

 

پیوندهای روزانه

گالری عکس
تالار گفتمان


 

پیوندهای وبلاگ

هميشه تنها
عشق نامرئی
دفتر عشق
شهر عاشقان
دست های ويران
هميشه با تو " مهتاب
پاگرد
من يك پرم !

 

 

 

 
 

پنجشنبه، 11 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 11:28 AM

 باز می خوام تنها باشم !

 

امروز وقتی که با خود تنها شدم فکرم ناخوداگاه به روزهای گذشته

برگشت به ان روزها که هنوز تو با من بودی٬به ان روزها که هنوز به من

اهمیت می دادی٬ به ان روزهاکه به من وفا داشتی و به دیدنم می امدی٬

به ان روزها که ولی............

حالا چی؟من تنها هستم واز تو هم خبری نیست

ومن در تنهائی خودم با تو خلوت می کنم و انوقت است که عقده ی دل را

می گشایم واز تو به تو گله می کنم واینکه چرا یکدفعه عوض شدی

خیلی راحت مرا ترک کردی ورفتی ودیگر هم نیامدی ومن حالا اینجا تنها

هستم وبا تنهائی خود روزها وشبها را سپری می کنم اما به امید یک روز

زنده هستم٬روزی که تو را مجددا و جواب سئوالاتی را که دارم از تو بگیرم.


نظرات 1     

پنجشنبه، 4 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 4:53 PM

 دوستي

دوستی یعنی کمندی از مهربانی تنیدن و به دور قلب دوست افکندن

دوستی یعنی کلید طلایی قاب را در کوچه پس کوچه های وجدان جست و جو کردن

دوستی یعنی نام دوست را بر پنجره غبار گرفته طراحی کردن



نظرات 1     

سه شنبه، 2 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 8:13 PM

 ...

htpp://kheyzaran.blogsky.com



سه شنبه، 2 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 8:08 PM

 گنجشک کوچولوی تنهای

شاید آن‌ها درست می‌گفتند
تو بد بودی
بی آن که بفهمی
گناه‌کار بودی
آن‌ها کشف کرده بودند

ماتیک و موسیقی و دویدن در باد را دوست داشتی
زیاد می‌خندیدی
شاید درست می‌گفتند

چقدر پچ پچ کردند
به زحمت و سختی افتادی
برای دروغ گفتن
برای به قشنگی فکر نکردن
برای...

دیگر شک ندارم
آن ها درست می‌گویند
تو بدی
خیلی بدتر از آن چه خیال می‌کنند
خیلی خیلی بد

رنج کشیدی
کار ساده‌ای نبود
دوستت دارم همیشه

 

200609-40.jpg




سه شنبه، 2 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 8:05 PM

 ...


سه شنبه، 2 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 7:59 PM

 با تو هرگز

 سلام ای بی وفا ،‌ ای بی ترحم
 سلام ای خنجر حرفای مردم
 سلام ای آشنا با رنگ خونم
سلام ای دشمن زیبای جونم
بازم نامه می دم با سطر قرمز
 آخه این بار شده من با تو هرگز
 نمی خوام حالتو حتی بدونم
 تعجب می کنی آره همونم
 همونی که زمونی قلبشو باخت
 همون که از تو یک بت ،‌ یک خدا ساخت
 همونی که برات هر لحظه می مرد
 که ذکر نامتو بی جون نمی برد
همونم که می گفتم نازنینم
بمیرم اما اشکاتو نبینم
 همون که دست تو ،‌ مهر لباش بود
 اگه زانو نمی زد غم باهاش بود
حالا آروم نشستم روی زانوم
 ولی دیگه گذشت اون حرفا ،‌ خانوم
 تعجب می کنی آره عجیبه
 می خوام دور شم ازت خیلی غریبه
 خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟
 با این نامردیت بازم باهاتم ؟
 برات کافی نبود حتی جوونیم
 تموم شد آره گم شد مهربونیم
 دیگه هر چی کشیدم بسه دختر
 نمی بینیم همو این خوبه ،‌ بهتره
 دیگه بسه برام هر چی کشیدم
 فریبی بود که من از تو ندیدم
 دروغی هست نگفته مونده باشه ؟
 کسی هست تو خیال تو نباشه ؟
عجب حتی دریغ از یک محبت
دریغ از یک سر سوزن صداقت
 دریغ از یک نگاه عاشقونه
 دریغ از یک سلام بی بهونه
نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست
 اگر چه این چیزا درد شما نیست
گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟
 چیه توهین به ذات محترم شد ؟
 دیگه کوتاه کنم با یک خداحافظ
 که عشق ما رسید به سد هرگز




سه شنبه، 2 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 7:56 PM

 ...

 



سه شنبه، 2 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 7:48 PM

 

می خواهم مهتاب شوم آسمان را رنگی کنم

شب را بسوزانم سرما را بی معنی کنم

آتشی روشن کنم و بی صدا فریاد زنم

ای شب سوت و کور رنگ سیاهت را آبی می کنم

غروبت را به دریا خواهم دوخت  تا قرمزت آبی شود

سایه ای از آرامش حس شادی حس آزادی شود

آرزو دارم همه بی تاب شوند

همه از رنگ ها سیراب شوند

همه تا حس دارند

در آرزو ها شریک شوند




دوشنبه، 1 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 5:00 PM

 آرزو

می خواهم مهتاب شوم آسمان را رنگی کنم

شب را بسوزانم سرما را بی معنی کنم

آتشی روشن کنم و بی صدا فریاد زنم

ای شب سوت و کور رنگ سیاهت را آبی می کنم

غروبت را به دریا خواهم دوخت  تا قرمزت آبی شود

سایه ای از آرامش حس شادی حس آزادی شود

آرزو دارم همه بی تاب شوند

همه از رنگ ها سیراب شوند

همه تا حس دارند

در آرزو ها شریک شوند




دوشنبه، 1 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 4:44 PM

 شعر سرد !

 شب سردي است، و من افسرده
راه دوري است، و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده

***

مي كنم، تنها، از جاده عبور

دور ماندند ز من آدم ها

سايه اي از سر ديوار گذشت

غمي افروز مرا بر غم ها

***

فكر تاريكي و اين ويراني

بي خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز كند پنهاني

***

نيست رنگي كه بگويد با من

اندكي صبر، سحر نزديك است

هر دم اين بانگ بر آرم از دل

واي، اين شب چقدر تاريك است

***

خنده اي كو كه به دل انگيزم

قطره اي كو كه به دريا ريزم

صخره اي كو كه بدان آويزم

***

مثل اين است كه شب نمناك است

ديگران را هم غم هست به دل

غم من، ليك، غمي غمناك است

 سهراب سپهري




شنبه، 12 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هفت 6:43 PM

 ...


نظرات 6     

شنبه، 12 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هفت 6:42 PM



شنبه، 12 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هفت 6:42 PM

 ...

 



پنجشنبه، 10 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هفت 3:43 PM

 ...

سلام ای بی وفا ،‌ ای بی ترحم
 سلام ای خنجر حرفای مردم
 سلام ای آشنا با رنگ خونم
سلام ای دشمن زیبای جونم
بازم نامه می دم با سطر قرمز
 آخه این بار شده من با تو هرگز
 نمی خوام حالتو حتی بدونم
 تعجب می کنی آره همونم
 همونی که زمونی قلبشو باخت
 همون که از تو یک بت ،‌ یک خدا ساخت
 همونی که برات هر لحظه می مرد
 که ذکر نامتو بی جون نمی برد
همونم که می گفتم نازنینم
بمیرم اما اشکاتو نبینم
 همون که دست تو ،‌ مهر لباش بود
 اگه زانو نمی زد غم باهاش بود
حالا آروم نشستم روی زانوم
 ولی دیگه گذشت اون حرفا ،‌ خانوم
 تعجب می کنی آره عجیبه
 می خوام دور شم ازت خیلی غریبه
 خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟
 با این نامردیات بازم باهاتم ؟
 برات کافی نبود حتی جوونیم
 تموم شد آره گم شد مهربونیم
 دیگه هر چی کشیدم بسه دختر
 نمی بینیم همو این خوبه ،‌ بهتره
 دیگه بسه برام هر چی کشیدم
 فریبی بود که من از تو ندیدم ؟
 دروغی هست نگفته مونده باشه ؟
 کسی هست تو خیال تو نباشه ؟
عجب حتی دریغ از یک محبت
دریغ از یک سر سوزن صداقت
 دریغ از یک نگاه عاشقونه
 دریغ از یک سلام بی بهونه
نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست
 اگر چه این چیزا درد شما نیست
گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟
 چیه توهین به ذات محترم شد ؟
 دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ
 که عشق ما رسید به سد هرگز


نظرات 3     

دوستان

قالب وبلاگ
 
اخبار ايران
جهانبخشی
تالارهاي گفتگو
 

 

 

 

نظرسنجی وبلاگ

 

 

 

 

 

 

آمار وبلاگ


بازديد هاي امروز : 4
بازديد هاي ديروز : 8
بازديد هاي این ماه : 29
كل مطالب : 232
كل بازديد ها : 11930
ايجاد صفحه : 0.203125 ثانیه

Powered by IRANBLOG

 

 

 

 

 

 

 

 

خبرنامه

:نام 
:ایمیل 

اضافه حذف

 

درباره من

 

آرمان يه عاشق تنها متولد ۲۷ آبان اهل نوشهر ...

 

 

موسیقی وبلاگ

 

 

  چت باکس

 

 

 

   RSS